آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان
|
ماه بانو
« عجب رسمیه رسم زمونه »
خونه مون عیدا پر مهمونه می رن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه ! کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟ کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه ! جعبه خالی ِ شیرینی هنوز گوشه ی طاقچه پیش گلدونه عطرش پیچیده تا آشپزخونه شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه می رن مهمونا از اونا فقط جعبه ی خالی به جا می مونه ! از بس خونه رو به هم می ریزن آدم مثل اسب(!) تو گِل می مونه یکی نیست بگه خداوکیلی جای پوست پسته توی قندونه ؟! قند نصفه ی عموجون هنوز خیس و لهیده ته فنجونه خالا خداییش قندش مهم نیست کنار اون قند نصف دندونه ! می رن مهمونا از اونا فقط نصفه ی دندون به جا می مونه !! پسته ی خندون ، بادوم شیرین فندوق در باز ، مال مهمونه « پرسید زیر لب یکی با حسرت » : که از این آجیل، به غیر از تخمه، واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟! نظرات شما عزیزان:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |